زن مدیر میداند آنچه که باعث بهم خوردن روابط میشود و آنچه که در پس مختل شدن یک رابطه اتفاق میافتد، آنست که دو طرف مربوطه، یک اتفاق را به طور متفاوتی تفسیر میکنند. شرایط کنونی و تجربههای گذشته آنهاست که باعث میشود یک اتفاق را هرکدام به یک صورت ببینند و تعبیر کنند.
در این مورد میتوان تصور کرد که در یک اتاق با یک درجه حرارت ثابت، مثلا 23 درجه، دو نفر نشستهاند. یکی معتقد است که هوا خیلی گرم است و دیگری هوا را خیلی سرد ارزیابی میکند. به نظر شما حق با کدام است؟ آیا میتوان فردی به علت آنکه هوای اتاق برایش سرد است و کولر را خاموش میکند، سرزنش کرد؟ یا بهتر است فرد مقابل مورد سرزنش قرار بگیرد؟ زن مدیر میداند که هیچکدام مقصر نیستند و در واقع هر دو راست میگویند.
درست است که منطق حکم میکند که چنانچه دو نفر با هم مخالفند و یکی درست میگوید، پس دیگری اشتباه میکند. اما یادتان باشد که در روابط انسانی الزاما این قاعده حاکم نیست. چرا که در بسیاری از موارد، ما موضوع را از دیدگاه خودمان بررسی میکنیم. وقتی تجارب خود که عموما شرطی شدهاند را به جهان خارج نسبت میدهیم، تصور میکنیم جهان را آنطور که هست میبینیم و در واقع جهان را آنطور که هستیم میبینیم.
زن مدیر میداند برای آنکه نقطه نظرات دیگران را بهتر ببیند و بشنود، و برای آنکه بهتر بتواند دیگران را درک کند، بایستی عینک خود را کنار بگذارد و با چشم دیگران به مسائل بنگرد. در واقع نسبت به یک مسئله واحد، دو جهت برای درک آن وجود دارد. یکی جهت خودمان و دیگری جهت و سمت و سوی طرف مقابلمان. باید این مهارت را در خود به وجود آوریم که بتوانیم در جایگاه طرف مقابل قرار بگیریم و به موضوع از زاویه دیگری هم اشراف پیدا کنیم.
زنان مدیر بسیاری این موضوع را تجربه کردهاند و روابط بهتری را با دیگران برقرار کردهاند. شما هم امتحان کنید تا نتیجه را دریابید.