تاریخچه خلاقیت

 

در آوریل 1951 گزارشی درباره تحلیل عوامل فکر خلاق توسط آزمایشگاه روان‌شناسی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی منتشر شد. قبل از این تاریخ، تحقیقات کمی درباره خلاقیت فکری اجرا شده بود. و هیچگونه تحلیل عواملی از آن بعمل نیامده بود. اما حتی در آن زمان هم نشریات و آثار روان‌شناسی و تعلیم و تربیت حاوی تعداد نسبتاً زیادی فرضیه در زمینه خلاقیت بود که از نظر تجربی هنوز بررسی نشده بود.

 

معنی لغوی خلاقیت

 

خلاقیت یعنی توانایی خلق کردن چیزهای تازه و نو، نه خلق کردن چیزهایی از هیچ که این فقط کار خدا است. به عبارت دیگر یعنی بکارگیری توانائیهای ذهنی برای ایجاد یا تبلور یک فکر یا مفهوم جدید است و نیز برخی خلاقیت را به ترکیب ایده‌ها یا ایجاد همبستگی و پیوستگی بین ایده‌ها می‌دانند.

 

خلاقیت از دیدگاه مردم عادی

 

1- خلاقیت یعنی چیز تازه و متفاوت به وجود آوردن

2- خلاقیت آفرینش تصادفی یک چیز تازه است

3- خلاقیت یعنی آن چیزی که خلق می‌شود. همیشه تازه و غیر از آن چیزی است که وجود دارد یا قبلا وجود داشته و به خاطر همین می‌گویند بی نظیر است.

4- خلاقیت یک فرایند ذهنی بی‌مانند است که هدفش تولید چیزهای تازه و متفاوت می‌باشد.

5- خلاقیت را مترادف هوش برتر می‌دانند و فکر می‌کنند هرکسی که خلاق است نابغه هم هست.

6- خلاقیت جرقه‌ای از نبوغ است و ارثی می‌باشد و با محیط و یادگیری رابطه‌ای ندارد.

7- خلاقیت مترادف تخیل و خیال‌پردازی است.

8- خلاقیت از همه مردم این است که مردم در دو گروه بزرگ جای می‌گیرند: گروه همنوا یا همرنگ، و گروه خلاق یا نوآور. گروه اول آنچه را که از آن انتظار دارند انجام می‌دهند. گروه دوم روشها و نظرات تازه‌ای مطرح می‌کنند و مردم به آنها توجه ندارند.

 

خلاقیت از دیدگاه روانشناسان

 

1- خلاقیت یک فرایند است، نه یک محصول و نتیجه

2- خلاقیت فرایندی جهت‌دار و هدفدار است که یا برای نفع شخص است و یا برای نفع گروه اجتماعی

3- خلاقیت به تولید چیز تازه، متفاوت، و بنابراین بی‌نظیر منجر می‌شود، اعم از اینکه آن چیز، کلامی یا غیرکلامی، واقعی یا انتزاعی باشد.

4- خلاقیت از تفکر واگرا ناشی می‌شود(موریس دِبس)

5- خلاقیت یکی از راه‌های تفکر است و مترادف هوش نیست که توانایی‌های ذهنی را در برمی‌گیرد.

6- توانایی خلق کردن به تحصیل معلومات قابل قبول بستگی دارد.

7- خلاقیت شکلی از تخیل کنترل شده است که به نوعی به پیشرفت می‌انجامد.

8- خلاقیت توانایی دیدن چیزها با یک نظر نو و غیر معمولی و دیدن مشکلاتی که هیچ کسِ دیگر وجود آنها را تشخیص نمی‌دهد و سپس ارایه رهیافت‌های جدید و معمولی و اثر بخش را ذکر می‌کنند(پاپالیا)

 

اهمیت خلاقیت

 

همه سازمانها برای رشد و بقای خود نیازمند اندیشه‌های نو و نظریات بدیع و تازه می‌باشند. افکار و نظریات جدید خون تازه‌ای در کالبد سازمان تزریق کرده و آن را از فنا و نابودی می‌رهاند. حیات جهان بسیار متغیر و پرتلاطم امروز ما، نیازمند نوآوری و خلاقیت می‌باشد. در این عرصه، اهمیت نیروی انسانی قابل مشاهده است؛ زیرا اگر این نیرو که در واقع منبع اصلی مولد انرژی در سازمان است، با بی‌توجهی روبرو شود و یا سرکوب شود سازمان روز به روز ضعیف‌تر شده و چرخهای آن یکی پس از دیگری از حرکت خود باز خواهد ایستاد. بنابراین منبع عظیم نیروی انسانی عامل کلیدی در تمام جوامع برای پیشرفت می‌باشد و مهارت انسانی و ارتباطی محسوب می‌شود. نیروی انسانی در ایجاد فضای مناسب ظهور خلاقیت و پرورش نیروهای انسانی خلاق، دارای اهمیت بسیار زیادی است.

بکارگیری ایده‌های نوین ناشی از خلاقیت، نوآوری را بوجود می‌آورد که در واقع نوآوری، عملی ساختن ایده ناشی از خلاقیت را امکان‌پذیر می‌سازد و آن را بصورت یک محصول جدید با خدمت تازه ارائه می‌نماید. برای شخص خلاق لذتی ارزش دارد که از خلاقیت ناشی می‌شود و رضایت خاطر او را تأمین می‌کند و همین خلاقیت در رشد و تکامل شخصیت شخص خلاق مؤثر است.

 

تعریف خلاقیت

 

خلاقیت یکی از مشخصه‌های بارز رفتار انسانی است که به نظر می‌رسد اسرارآمیزترین ویژگی و در عین حال حیاتی‌ترین مشخصه در پیشرفت آدمی می‌باشد. بعضی فکر می‌کنند که خلاقیت یعنی چیزی از هیچ اما اینگونه نیست و در حقیقت خلاقیت نوعی توانایی در تولید ایده‌های نو از طریق ترکیب، تغییر و دوباره به کار گیری آنها و ارائه یک طرح جدید است. گاهی ممکن است در اثر ترکیب و تغییر، ایده‌ای بسیار خلاقانه، برجسته و عالی ظهور کند و گاهی هم ایده‌ای ساده، خوب و عملی. در هر حال هر دو توانسته‌اند تأثیر شگفت‌انگیزی از خود به جای بگذارند.

خلاق بودن به سن و سال ربطی ندارد و با توجه به نیروی درونی خود که عبارت است از مجموعه باورها، احساس‌ها، تربیت‌ها، باورهای متافیزیکی و پرورش آنها می‌توان خلاقیت را در خود تقویت کرد.

 

راه‌ها و روش‌های خلاقیت

 

برای اینکه کودکان و انسان‌ها بتوانند طرحی کاملا ابتکاری ارائه دهند، باید به فرایند خلاقیت توجه کنند. از جمله مراحل زیر حائذ اهمیت می باشد:

1- آمادگی: تفکر خلاق در این مرحله بسیار طولانی است. مثلا آنشتاین اگر چه مقاله خودش را درباره نسبیت در چند هفته نوشت، ولی هفت سال طول کشید تا خودش را برای این کار آماده کند و باید دقت کافی برای فرایند جذب صرف شود.

2- نهفتگی: فرد خلاق بعد از گردآوری حقایق و عقاید متعدد در طول زمان متوجه می‌شود که باید برای مدتی به صورت موقت کارش را کنار گذاشته و به تضرع و فعالیتی دیگر بپردازد. و این در واقع گامی در فرایند خلاقیت است و به ظاهر درباره مسئله کاری انجام نمی‌دهد ولی در حقیقت بی‌اختیار در همه حال در فکر کردن و اندیشیدن می‌باشد.

3- الهام: در این مرحله چون در مرحله قبلی مشغول اندیشیدن بود، بطور ناگهانی راه حلی به ذهنش می‌رسد و فرد خلاق به افکار تازه‌ای دست پیدا می کند و این بخش الهام در اثر دو فعالیت قبلی به نام آمادگی و نهفتگی بوجود می‌آید.

4- اثبات و تجدید نظر: چون در مرحله قبلی کار خود را تا حدودی حل شده می‌داند و احساس رضایت می‌کند ولی این امر در همه امور صدق نمی‌کند و در تفکر خلاق ممکن است نادرست یا تنها بخشی از آن درست باشد. در این جا باید به آزمایشگاه برود و فرضیه‌ها و نظریه‌هایش را با آزمایش ثابت کند یا راه حل‌های پیدا شده را مورد تجدید نظر قرار دهد.

 

خصوصیات افراد خلاق

 

1- افراد خلاق بخش عمده‌ای از وقت خود را صرف توجه دقیق به اطراف خود می‌کنند و سوژه‌های جدید برای فکر کردن پیدا می‌کنند.

2- افراد خلاق بسیار کنجکاو هستند.

3- در جستجوی موضوعات پیچیده هستند.

4- در حل مسئله و مشکلات کوشاترند.

5- انعطاف پذیرند.

6- مسائل پیچیده را به مسائل ساده ترجیح می‌دهند.

7- در فکر و عمل مستقل هستند.

8- از شوخ‌طبعی خوبی برخوردار هستند.

9- کمتر به رفتار اجتماعی توجه دارند بیشتر به کار خودشان سرگرم هستند.

10- در یک مسئله چند فکر و راه حل دارند.

11- نسبت به پیش فرضهای قبلی تردید می‌کنند و محدود به رسم و عادت نمی‌شوند.

12- بی تفاوت از کنار مسائل نمی‌گذرند و محیط پیرامون خود را همیشه با دقت مورد توجه قرار می دهند.

 

موانع خلاقیت

 

نگرش‌های منفی در انسانها مانع از خلاقیت می‌شوند که عبارتند از:

1- مشکلی وجود ندارد: این گونه افراد هرگز رویارویی مناسب عاطفی، و روان‌شناختی و عملی با مشکلات را یاد نگرفته‌اند.

2- این مشکل حل‌شدنی نیست: این گروه دارای نگرشهای غیر خلاقانه هستند و هنگام روبرو شدن با مشکلات اظهار می‌کنند که این مشکل حل شدنی نیست و قبل از مبارزه با مشکل تسلیم می‌شوند.

3- این مسئله در تخصص من نیست: این گروه از افراد فکر می‌کنند که شاید باید توسط بعضی از کارشناسان حل شود و کار آنها نیست.

4- من خلاق نیستم: این گروه از افراد نمی‌دانند که افراد همانطور که از نظر قد یا نیروی بدنی با هم فرق دارند، از لحاظ صفات دیگر نیز با هم متفاوت هستند. همه ی افراد دارای مقداری خلاقیت هستند.

5- برای خلاق بودن باید هنرمند بود: این گروه معتقدند که افراد خلاق باید هنرمند باشند در صورتی که خلاقیت نمی‌تواند فقط مربوط به کارهای عملی یا هنری باشد، بلکه در کارهای صنعتی، اداری، کار اجرایی و غیره نیز باید خلاق بود و خلاقیت را در خود زنده کرد.

6- مردم چه خواهند گفت: بعضی فکر می‌کنند اگر کاری را انجام دهند و منجر به خلاقیت آنها شود، افراد دیگر آنها را غیر عادی و نابهنجار بدانند.

7- ممکن است شکست بخورم: در این گروه، ترس از شکست خوردن است که به کاری دست نمی‌زنند و از خود خلاقیت بروز نمی‌دهند.

8- مرا مسخره خواهند کرد: عده ای معتقد هستند اگر کاری را انجام دهند یا یک راه حل ابتکاری از خود نشان دهند دیگران او را مسخره خواهند کرد و مورد تمسخر قرار می‌گیرد.

9- می ترسم شکست بخورم: ترس از شکست یکی از بزرگترین موانع در پیشرفت است. آنها نمی دانند که شکست ما در حقیقت جزء ابزارهای یادگیری می‌باشند که برای رسیدن به هدف به آنها کمک می‌کند و شکست نشانه‌ای از عمل، تلاش و کوشش است که از بی‌حرکتی بهتر است.

 

 

عوامل مؤثر در خلاقیت افراد

 

1- علاقه: کارهای خلاقانه همیشه با علاقه زیاد همراه بوده.

2- اطلاعات: خلاقیت فعالیتی همراه با تفکر کردن است و اطلاعات ماده اولیه و اساسی آن محسوب می‌شود.

3- انگیزه: وقتی انگیزه درونی حفظ شود خلاقیت حفظ می‌شود.

4- افزایش سرعت واکنش: غنی بودن آموزش و پرورش، توسعه اطلاعات و افزایش سرعت واکنش افراد نسبت به انگیزه‌های محیطی، بر کیفیت خلاقیت می‌افزاید.

5- افزایش حل مسئله و تصمیم‌گیری: اگر بتوانیم قدرت تصمیم‌گیری و مهارت حل مسئله را به گونه‌ای تلفیق نماییم، به نتیجه تفکر خلاق کمک نموده‌ایم و زمینه‌های لازم برای پرورش خلاقیت را فراهم آورده‌ایم.

6- اعتماد به نفس و نترسیدن: اگر شخصی از اعتماد به نفس بالایی برخوردار باشد و از تمسخر و یا نظرات دیگران درباره خودش نهراسد، خلاقیت او افزایش پیدا می‌کند.

7- محیط مناسب: تجربیات عینی و تعامل با محیط یادگیری در شکوفایی خلاقیت نقش اساسی دارد.

8- کنجکاوی و سؤال کردن

9- مشکلات جالبند: وقتی با مشکلی روبرو می‌شوند برای آنها با ارزش است و به دنبال حل مسئله و مشکل برمی‌آیند.

10- دیدن خوب: افراد خلاق هرچیز را با دقت نگاه کرده و برای خود مسئله طرح نموده و بعد به دنبال حل آن مسئله حرکت می‌کنند.

11- نیاز به کسب موفقیت: خلاقان همواره بدنبال کسب اهداف و موفقیت هستند.

12- رفتار از نوع A: یعنی دارای رفتار بسیار رقابتی، عجول، مقاوم و محاسبه‌گر در رابطه با انجام امور باشند.

13- انتقاد پذیرند: انتقاد ابزاری ارزشمند است. پذیرش انتقاد و استفاده از آن برای بهبود ایده‌ها ضروری است تا راه حل های با کیفیتی تولید شود.

 

 

آموزش و پرورش و خلاقیت

 

از آنجا که دانش‌آموزان مدت زیادی را در مدرسه سپری می‌کنند و تجارب زیادی را از مدرسه فرا می‌گیرند، لذا می‌توان ادعا کرد که آموزش و پرورش و مدرسه نقش مهم و اساسی را در تحقق خلاقیت در دانش‌آموزان در آینده به عهده دارند. لذا آموزش و پرورش باید سعی کند به طرق گوناگون زمینه‌های پرورش و بروز خلاقیت در دانش‌آموزان را فراهم آورده و بدین ترتیب موجب پرورش مهارت‌های شهروندی آنها گردد.

در دنیای پیچیده کنونی که شاهد رقابت های فشرده جوامع گوناگون برای دستیابی به جدیدترین فن آوری و منابع قدرت هستیم، افراد تیزهوش، خلاق و صاحبان اندیشه نو و تفکر واگرا به مثابه گران بهاترین سرمایه‌ها از جایگاه بسیار والا و ارزشمندی برخوردار هستند. ما امروزه بیش از هر زمان دیگر نیاز به افراد هوشمند و خلاق داریم، زیرا جوامع در دوره انتقال و تغییر، نیاز مبرمی به راه‌حل‌های خلاق برای حل مسئله آینده و حال و فردا دارند. کودکان امروز لازم است بزرگسالانی خلاق و مبتکر باشند، زیرا جهان به سرعت در حال تغییر و دگرگونی است و آنان نیاز دارند برای رویارویی با مشکلات و چیره شدن بر آنها خلاقانه فکر و عمل کردن را بیاموزند.

 

موانع بروز خلاقیت در آموزش و پرورش

 

از آنجا که نظام آموزشی نقش اساسی در شکوفایی استعدادهای بالقوه فراگیران دارند و ناکارآمد بودن این نظام‌ها خود بزرگترین مانع بروز خلاقیت و نوآوری است. موانع بروز خلاقیت در آموزش و پرورش عبارتند از:

1- محدود کردن شاگردان به کتاب درسی و گفته معلم

2- استفاده از روش‌های سنتی متکی بر تکرار و تقلید در آموزش

3- جلوگیری از شک و برخورد عقاید

4- تأکید زیاد بر نمره دانش‌آموزان به عنوان ملاک خوب بودن

5- روش تدریس سنتی و مبتنی بر معلم محوری

6- عدم شناخت معلم نسبت به خلاقیت و شیوه‌های پرورش آن

7- فقدان حداقل امکانات لازم برای انجام فعالیت‌های خلاق دانش‌آموزان

8- در اهداف و محتوای کتابهای درسی چیزی بعنوان خلاقیت مطرح نشده است.

9- عدم توجه به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان

10- عدم پذیرش ایده‌های جدید

11- دادن تکالیف درسی زیاد به دانش‌آموزان

12- استهزا و تمسخر به خاطر ایده یا نظر اشتباه دانش‌آموزان

13- استفاده از سیستم پاداش و تنبیه برای دانش‌آموزان

14- نظارت و مراقبت شدید بر روی دانش‌آموزان که باعث مضطرب شدن آنها خواهد شد.

 

عوامل مؤثر در خلاقیت دانش آموزان در آموزش و پرورش

 

1- دانش‌آموز ازعشق ورزیدن به یک موضوع و پی‌گیری شدید آن نهراسد.

2- دانش‌آموز نیروهای درونی خود را بشناسد، بفهمد، تمرین کند، رشد نماید، مسائل را کشف کند و از آن لذت ببرد.

3- دانش‌آموز یاد بگیرد که چگونه خود را از انتظارات دیگران آزاد نماید.

4- دانش‌آموز خود را از قید و بندها رها کند تا از استعدادهای خود بهتر استفاده نماید.

 

وظایف معلمان در افزایش خلاقیت فراگیران

 

1- معلم تفکر را با ارزش بداند.

2- معلم بچه‌ها را نسبت به محرک‌های محیطی حساس‌تر کند.

3- معلم دانش آموزان تشویق به دستکاری عقاید و اشیاء نماید.

4- معلم چگونگی آزمایش منظم عقاید را به دانش‌آموزان یاد بدهد.

5- معلم تحمل عقاید تازه را در دانش‌آموزان افزایش دهد.

6- معلم از تحمیل یک الگوی خاص اجتناب کند.

7- معلم یادگیری خود‌انگیز را تشویق و ارزشیابی کند.

8- معلمان با روحیه و حادثه‌جو باشند.

9- معلمان به دنبال کسب مهارت‌های جدید در رشته‌های گوناگون باشند.

10- معلمان فرصت‌هایی را ایجاد کرده تا تفکر خلاق را در فراگیران افزایش دهند.

11- معلمان در کلاس، جوی فعال و فضایی آزاد بوجود آورده تا تفکر خلاق ایجاد شود.

12- معلمان اعتماد به نفس در دانش‌آموزان را تقویت کنند.

13- معلمان از تمسخر کردن فراگیران پرهیز نمایند.

14- معلمان دانش‌آموزان را به حل و تصرف در مفاهیم هدایت کنند.

15- معلمان از روش فعال در تدریس استفاده کنند.

 

نکاتی چند در مورد خلاقیت

 

نگرش خلاق کلید موفقیت است.

علم و هنر و تکنولوژی مدیون و محصول فرایند خلاقیت آدمی است. دنیای آینده از آن کسانی است که خلاق باشند.

مردان در محیطی خوشبخت هستند که در آن رفتار فعال، مولد و خلاق به طرق مثبت تقویت شده است. (اسکنیر)

خلاقیت و ابتکار و نوآوری مرحله‌ای از رشد عقلی است که می تواند منجر به ساخت و ایجاد موقعیتی برای راحت‌تر زیستن شود. قدرت تفکر خلاق از نگاه آدمی به فراسوی تجارب و خارج کردن خود از بن‌بست‌ها و محدودیت‌ها ریشه می‌گیرد و فرد را از حالت خشک و قالبی گذشته به سوی اندیشه‌های آزاد و ارائه‌های نظریه‌های متفاوت سوق می‌دهد.

یکی از اهداف رشد خلاق این است که کودک به کنجکاوی و کاوش در محیط اطراف علاقمند شود و پتانسیل درونی خود را در این راستا به کار گیرد. کودک چون گیرنده‌ای قدرتمند و حساس از ابتدایی‌ترین صورت جنینی خود، به تناسب شرایط و برنامه‌ریزی‌های محیطی، فرایند رشد را آغاز می‌کند. کودکی که در دوران جنینی آرامش بیشتری تجربه می‌کند، زمینه و آمادگی بیشتری برای بروز خلاقیت و نوآوری خواهد داشت.

 

 

منابع:

1- مجله‌های تربیت و پیوند

2- مطالعه در خدمت پرورش خلاقیت از حسین سلیمی باهر

3- خلاقیت در آموزش و پرورش از مرجان حق‌شناس

4- خلاقیت از افضل‌السادات حسینی

5- چگونگی ایجاد خلاقیت و پرورش آن در دانش‌آموزان از افضل‌السادات حسینی

6- یادگیری خلاقیت از علیرضا عصاره

7- روان‌شناسی رشد از علی‌اکبر شعاری‌نژاد

8- شکوفایی خلاقیت از دکتر ترزا آمابلی ترجمه از دکتر حسن قاسم‌زاده و پروین عظیمی

9- رشد خلاق در آموزش خلاق از عبدالرضا کردی