شنیده بودم هندی‌ها صبح تمرین خنده می کنند و چهارصد تا باشگاه دارن و هر روز صبح با هم میگن هه هه هه ها ها ها.
ما هم به خودمون گفتیم مگه ما چی مون کمه. یک باشگاه خنده و شادی درست کردیم به اسم باشگاه خنده عمو نشاط.


هرکه بیاد تو سایت ما و عضو بشه ما هر روز براش خبرای خوش خوش می‌فرستیم بر عکس بعضی از فامیلا یا اون دسته از ذپدوستایی که اول تا ادم رو می‌بینن خبر مرگ، خبر غصه، خبر ناراحتی و یه خروار خبر ناراحتی به آدم میدن.

بخون و حال کن
ببین و شاد شو
بروگمشو

ببخشید آخری مثل اینکه خیلی بد شد؛ خاله مریم گفت خیلی بده ولی من گفتم فقط بنویس چون گم شدن خیلی خبر بدی نیست؛ بخصوص تو این روزها که بعضیها خیلی بد خودشون رو پیدا کردن.


خداییش خاله مریم خیلی تند تایپ می کنه، اون دفعه این جا می موند این دفعه من.
این دفعه صدای مامان جی دراومد گفت عوض گله نداره.
من نمی دونم این حرف رو از کجا درآورده راست میگن دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید. مامان جی گفت یعنی چی اون وقت؟
منم گفتم اگه ما دیوانه نباشیم از این باشگاهها درست نمی‌کنیم . آخه بعضی‌ها میگن برو فکر نون باش که خربزه آبه. حالا ما خربزه‌اش را درست کردیم، نونش هم دست نانوایی‌ها؛ ببینیم شاطرها چی کار می‌کنن.


هر روز روی آیینه‌ای که صبح پا می‌شید و خودتونو توش می‌بینید، بنویسید من فدای خودم، قربون خودم برم، دور خودم بگردم، من خودم می دونم چه گوهری هستم. البته حواستون باشه که دز توهم زود بالا میره‌ها اونم این روزا که خوش دماغا فکر می‌کنن خیلی خوش تیپن.
این باشگاه را به افتخار رو کسایی که کامنت گذاشتن تاسیس کردیم. شرمنده کامنت بود.
آخه این روزا اصلا مهم نیست که دانشگاه رفتی یا نه. با حال اینه که بتونی چند تا کلمه انگلیسی بلغور کنی. ما هم فشار بلغورمون رفته بود بالا. گفتیم چند تا کلمه بگیم که هستیم. ولی شما این اشتباه رو نکنید. زبون مادری ما خیلی زیباتره.


به هر جهت دلمون براتون تنگ میشه ندیده ها، و مشتاق دیدنتون هستیم ناآشناها.
اگه شما هم دلتون واسه ما تنگ نشد یا شد که شک داریم که دل تنگی داشته باشید. چون این روزا دلا رو حراج کردن. البته دست دومش هم اومده؛ میگن تو شوش و دروازه غار همه چیز رو دست دوم می‌فروشن، حتی دل. به هر جهت دوستتون د اریم. چرا؟ خودمون هم نمی‌دونیم. از جلوی سبزی فروشی رد می‌شدیم احساس کردیم قرمه سبزی دوست داریم؛ به قول مامان جی: کی دوست داره؟ دستش بالا.


الانم یک خبر بدم عمو آی تی رفته نماز بخونه احتمالا داره با خدا چت می کنه. خدا کنه نشه ویروس خدا چون بعضی‌ها عجیب ویروس خدا هستن. مامان جی می‌گه ویروس خدا هستن یعنی چی؟ منم جوابش رو میدم اونایی که صد در صد فکر می کنن میرن بهشت و بقیه میرن جهنم بدترین ویروس برای خدا هستن. یاد وصیت نامه یک شهید شانزده ساله افتادم که در مورد گناهان روزش نوشته بود و یک حاج آقا اونو واسه من اس ام اس کرد. اون شهید نوشته بود امروز وقتی نمازم رو خوندم خیلی مغرور شدم و احساس کردم صد در صد قبوله تو یه بازی فوتبال یک گل زدم فکر کردم از همه بهترم و به خودم خیلی مغرور شدم. خدایا منو ببخش!!!