زن مدیر می‌داند برای داشتن یک خانه امن، نیاز به قواعد روشن و ملموس دارد. او می‌داند دلیل اینکه هرگاه اعضای خانواده رفتار نامناسبی از خود نشان می‌دهند، ندانستن قواعد و انتظارات است. و دلیل دیگر اینکه گاهی این قواعد منطقی، متناسب، عادلانه و مطابق با توانایی‌های افراد نیست.


وقتی زن مدیر برای خانه امن خود شروع به تنطیم قوانین می‌کند، اول از خودش می‌پرسد:

 

  • قواعد خانه من چیست؟
  • این قواعد تا چه حد مطابق با توانایی‌های اعضای خانواده است؟
  • در تنظیم این قواعد، چقدر با توانمندی‌های خانواده آشنا هستم؟
  • در تنظیم قواعد خانه، اعضای خانواده تا چه حد مشارکت و هم‌فکری داشته‌اند؟
  • پس از تنظیم قواعد، آیا قواعد به اطلاع اعضای خانواده رسانده شده ‌است؟
  • برای اجرای قواعد خانه، سیستم تقویت مناسب و عادلانه‌ای طراحی شده است؟
  • چه کسی قواعد و اجرای آنها را کنترل می‌کند؟
  • چه کسی افراد را برای رعایت قواعد پاداش می‌دهد؟
  • این قوانین با شرایط جدید چقدر سازگار است؟

 

بنابراین زن مدیر با تنظیم قوانین مناسب و یا کمک در تدوین آنها، دفعتی عمل نمی‌نماید. فقط در موقع بروز مشکل، در صدد رفع مشکل بر نمی‌آید. چرا که می‌داند در هنگامه دعوا و بحث و عصبانیت نمی‌توان قوانین، خواسته‌ها و انتظارات را به اعضای خانواده اعلام نمود. او همیشه شرایط مناسبی را فراهم می‌نماید که قبل از بروز مشکل، قدرت پیش‌بینی مشکل و توانایی حل آن را در خود ایجاد نماید.